تبلیغات
یک معمار

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1392/08/22
1253597049Salavat.gif


ارسال توسط سید بهنام فتحی
مرتبه
تاریخ : شنبه 1398/03/18

گوته روزی گفته بود: « یک فیسلوف برجسته، از معماری به مثابة ” موسیقی منجمد “ سخن می گوید .ادعای او باعث شد بسیاری اظهار عدم رضایت کنند. به اعتقاد ما این اندیشه واقعاً زیبا را نمی توان بهتر از نامیدن معماری چونان موسیقی ”خاموش “ بیان کرد» . همانگونه که ما در موسیقی، اجرای نت روان، سیال و متصل ( = لگاتو) و یا اجرای مقطع و ناپیوسته نت ها (= استاکاتو) داریم، در بافت موسیقی نیز معماران در صورت ساختمان و نصب بازشوها (=نت ها) با فواصل گوناگون، گاهی همچون هنر گوتیک در جستجوی کاهش آرتیکولاسیون بواسطة تداوم بوده اند و گاهی نیز همچون اکسپرسیونیسم آلمان در آغاز قرن بیستم در جست و جوی پیوستگی و تداوم کامل ( = لگاتو). هر چند در هر طبقه از ساختمان، ما می توانیم با نظاره گری بر پنجره ها و بازشوها و فضاهای خالی / سکوت به ملودی آن گوش فرا دهیم، توأمان هم می توانیم با نگریستن به بدنة ضلع یک ساختمان، دو یا سه طبقه را به شکل یک هارمونی به یک چشم انداز دریافت کنیم. به زبان دیگر، همانگونه که دانش هارمونی ما را به خصیصه های آکوردها و توانایی پیوندشان با یکدیگر، با توجه به ارزش های ساختمانی، ملودیک و وزنی آنها آگاه می سازد، کاوشگر نیز می تواند هارمونی بافت موسیقی را برداشت کند. ارتباط معماری و موسیقی همه هنرها به طور عرضی با همدیگر ارتباط دارند، چراکه منشا همه آنها تجلی زیبایی است. این زیبایی در معماری و مجسمه سازی به شکل نسبت های طول و عرض و ارتفاع اتفاق می افتد. در یک چهره، تناسبات هستند که زیبایی می آفرینند. گاهی هم تناسبات رنگ ها باعث ایجاد زیبایی می شوند که در آنجا هم مجموعه فرکانس های نوری، تناسبات دلپذیری را به وجود می آورند. در موسیقی هم نسبت های صوتی به زیبایی منجر می شوند؛ نسبت هایی که به تناسب می رسند. تناسب گاهی در وجه دیداری است و گاهی در وجه شنیداری. در مورد بویایی و بساوایی هم چیزهایی ذکر می شود، بنابراین همه هنرها یک وجه دارند و آن وجهی است که با هندسه دل ما از قبل طراحی شده است. ما روی یک پاره خط به طول یک، تنها یک نقطه را پیدا می کنیم که موجزترین نسبت را به ما بدهد. در همه هنرها ایجاز، یکی از شروط است. در نقطه ای که ما پیدا می کنیم، نسبت کل پاره خط به بخش بزرگ، برابر است با نسبت بخش بزرگ به بخش کوچک و این نسبت، عدد فی را به ما می دهد که اصطلاحا به آن نسبت الهی گفته می شود، یعنی اینکه ما با این قاعده توحیدی مواجه هستیم که هرچیزی از یک یعنی وجه حقیقی عالم و وحدت حقیقی عالم نشات بگیرد، برای ما زیباست. بعد از عدد یک عددهای دو و سه هستند. تمام گام های موسیقی ازاین دو عدد حاصل می شوند. وقتی که وارد مبحث ریتم می شویم، با دوضربی یا سه ضربی مواجه هستیم. اصلا ریتمی ازاین قاعده خارج نیست. وقتی ریتم ترکیبی می شود، حاصل ضرب عددهای دو و سه است و موقعی که ریتم مختلط می شود، حاصل جمع این دو عدد است (البته با ترتیب های متنوع و مختلف). وقتی ما از یک که نقطه توحیدی عالم است به سمت کثرت حرکت می کنیم، ابتدا با دو و سه مواجه هستیم. در معماری هم با فرکانس های نوری که طول و عرض و ارتفاع را تعریف می کنند، سروکار داریم و موقعی که این سه به موجزترین شکل واقع شود، شما احساس زیبایی می کنید و این تناسبات در اکثر آثار بزرگ معماری وجود دارد. جالب اینکه این تناسبات در بدن انسان، آناتومی پرندگان و درختان و همه جای طبیعت به همان نسبت الهی وجود دارد. به قول حافظ: "یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است" الهامات موسیقایی مولانا می فرماید: سایه دیوار و سقف هر مکان / سایه اندیشه معمار دان . نسبت در ساختمان به دو گونه اتفاق می افتد؛ گاهی ما نمای ساختمان را می بینیم و گاهی ما در داخل ساختمان واقع می شویم و حس داخلی ساختمان را درک می کنیم که به آن حس محیطی گفته می شود. معماری، ایجاد فضای مادی و معنوی می کند، ولی موسیقی فقط فضای معنوی ایجاد می کند. به عبارت دیگر موسیقی، معماری زمان است و معماری، موسیقی مکان. بر همین اساس از بناهای ایرانی می توان به مسجد شیخ لطف الله اشاره کرد. اکثر افراد صاحبنظر در باب معماری هم اذعان کرده اند که تناسبات، رنگ و نور در این مسجد، انسان را مسحور می کند. همانگونه که ما می توانیم با شنیدن قسمت پایانی « بهار جاودانه » از جادة ابریشم 2، اثر کیتارو، آهنگساز ژاپنی، صدای بلورین آب زلال و روان، روی سنگریزه های غژغژ کننده، که پرتوهای زرین خورشید پس از عبور از لابه لای درختان جنگل کاملاً در آن نفوذ کرده اند را تجسم کنیم با نگریستن بر ساختمان های بافت عرفانی – سنتی نیز می توانیم آهنگ های ماورایی آن را نیز زمزمه کنیم و به جهان فراسوی میل کنیم. از معماری تا موسیقی واقعیت این است که آنچه یک شنوده موسیقی ـ شنونده‌ای که بر حسب اتفاق خود موسیقیدان نیست! ـ از موسیقی دریافت می‌کند، در واقع بیشتر احساسی است تا تعقلی؛ در این بین البته اگر این شنونده باز هم بر حسب اتفاق معمار هم باشد تاثیر تعاملی و تقابلی که وی می‌تواند از آنچه که آنرا « سازماندهی نوا در سرزمین ایران» می‌نامند، دریافت ‌کند، در بهترین شرایط ممکن این معمار غیر موسیقیدان را، به تناسب آگاهی‌های نیم بند موسیقاییش، نزدیک تر به احساس آفریننده آن قطعه موسیقی که او می‌شنود، خواهد کرد! خوب البته نمی‌توان انتظار داشت همه معمار ها موسیقیدان هم باشند ولی انتظار اینکه در یک قرن میان گستره یک خالق معماری یک شنوده خوب موسیقی هم باشد دور از ذهن نیست. شعر در معماری شعرا در تمامی ادوار زیباترین و پرمایه ترین احساسات انسانی رادر قالب کلا موزون و آهنگین خویش انعکاس می دادند و از سرچشمه غنی معارف بشری برای خلق موسیقی مکتوب سود جسته و گفتگویی بی زمان را در سناریوی تاریخ رقم زده اند . شعر واقعیت را به تجرید می کشد و معماری از تجریدها به سمت واقعیت حرکت می کند و یک احساس متعالی را از پس خطوط به یک فضای ملموس مبدل می سازد, همانگونه که افراد گوناگون می توانند برداشت های متفاوتی از شعر یکسانی داشته باشند مخاطبان یک اثر معماری هم می تواننداحساسات متفاوتی را دریک فضای عینی تجربه کنند ؛ در واقع همانگونه که سراینده ابیات,سعی در به اشتراک گذارندن مفاهیمی با خوانندگان خویش داردولی هربار که شعری خوانده می شود در واقع شعرجدیدی سروده می شود موفقیت معماران هم (اگر موفقیت را عامه پسند بودن یک اثر بدانیم ) صرفاً به میزان پختگی خطوط طراحی وابسته نیست بلکه هر مخاطب معماری بتنهایی شاعرفضایی نو است. قافیه و ردیف در شعر فضا حرکات موزون خطوطی ست که آهنگ زیستن را زمزمه می کنند. شعرا بارها توانسته اند ایده هایی برای خلق آثاری ماندگاردر اختیار معماران قرار دهندو در مقابل معماری و معماران هم بارها دستمایه های شاعرانه ای را فراهم آورده اندکه یافتن و برگزیدن آنها دردیوان های بجا مانده آنچنان سهل و ساده نمی نماید. موسیقی را روح زمان و معماری را روح مکان نامیده اند. هارمونی تصویری یا صوتی تضمینی برای لذت زیباشناسی است. معماری معنای مکان است .سکوت را منعکس می کند و بازگشت به فضای آغازین را بشارت می دهد .سکوت وظیفه ی معماری است تا صدای فضا در آن طنین افکند. در نهایت باید گفت اگر بررسی تطبیقی معماری و موسیقی به حد مقایسه حرکت تناوبی در نواختن گوشه های یک ردیف و تبدیل این گوشه ها به یکدیگر در بداهه نوازی نوازنده، با تقسیمات فضایی موجود در معماری ایران، تنزل یابد، باید گفت نتیجه چنین تطبیقی آنچنان که در ذات سطحی خود آنرا فریاد می‌زند، یک بازی صوری و یک ارتباط از نوع بافتن آسمان و ریسمان به هم است، حال هر چقدر هم بافنده متبحر باشد.... فیلیپ گلاس؛ موسیقی و معماری فیلیپ گلاس، آهنگساز امریکایی، کسی که آثار و اپراهای فراوان، سمفونی، ترانه، موسیقی فیلم و تئاتر تولید کرده و باعث شده که او به یکی از مهمترین شاغلین موفق موسیقی معاصر تبدیل شود. موسیقی او به سبک مینیمالیسم میباشد، تاکید در تکرار عبارات موزیکال به همراه تغییرات تدریجی و آهسته در صدای ردیف و ریتم. وی آهنگساز موسیقی فیلم هایی چون The Hours و Dracula میباشد. از دیگرآثارش میتوان Einstein on the beach و Music in 12 parts و Solo Piano نام برد. فیلیپ گلاس از آهنگسازانی است که تجربه آهنگسازی برای بازگشایی آثار معماری را دارد و چندین بار برای یک اثر معماری موسیقی ساخته است؛ Dancissimo جهت مراسم بازگشایی موزه هنر میلواکی کار سانتیاگو کالاتراوا یکی از این آثار میباشد. در مصاحبه ای که مجله Architectural Record با وی داشت روند نوشتن آهنگ برای معماری و امکان همکاری با معماران به جهت بالا بردن سطح معنا در آینده را بیان کرد که گوشه ای از صحبتهایش در زیر آمده است. بتون، آهن و فیلیپ گلاس "همیشه صحبت در باره معماری و موسیقی بوده است برای مثال به تازگی برای دانشجویان معماری و موسیقی در دانشگاه فلوریدا سخنرانی کردم." "فلیپ جانسون و فرانک گهری را میشناسم و مدت زیادی در تماس با دنیای معماران بوده ام با اینکه چیزی درباره معماری نمیدانم، واقعا چیزی درباره اش نمیدانم." "یک حسی هست، ایده ای است که کاری انجام میدهد، ایده ساختار معماری و ساختار موسیقی. در معماری ساختار نمایان است. ساختار و عملکرد که خیلی بهم پیوسته و متصلند، تمام ایده در معماری مدرن میباشد. گمان میکنم این بطور حتم راز موسیقی است که ساختار عملکرد، هرچند که ما میگوییم ساختار و محتوی خیلی مشابه و همانند میباشد. محتوی مملو از احساسات و ساختار موسیقی خیلی بهم نزدیکند. بنابراین همیشه نوعی ارتباط عجیب بین معماری و موسیقی از ابتدا وجود داشته." "من به ساختمان نگاه نمیکنم. حتی یک نگاهم بهش نمی اندازم. به این دلیل که من واقعا برای یک ساختمان خاص موسیقی نمیسازم. این ایده است نه ساختمان واقعی که نتیجه شده آن است. این ایده است که فضای معماری و موسیقی، به نوعی همدیگر را تکمیل میکنند." "زمانیکه از من خواسته میشود چنین کاری انجام بدهم غافلگیر نمیشوم، زیراکه سالهاست که با ان روبرو شده ام. من احساس و نظری دارم، سعی نمیکنم برای فضا موسیقی بسازم؛ این کار تقریبا غیرممکن است. ترجیحا خارج از یک احساس خویشاوندی با معمار موسیقی میسازم، به زبان مشترک و روشی واقعی یا که با استراتژی مشابه و تقریبا با زبان متفاوت کارمیکنیم؛ فکر میکنم روش بهتری برای ارائه دادنش خواهد بود." "زمانیکه با یک فیلمساز کار میکنم، به اصول و مواد بصیریش نگاه میکنم. موسیقی ساختار فیلم را جز به جز بیان میکند. ما نمیتوانیم بگوییم که موسیقی ساختار ساختمان را جز به جز بیان میکند. آمیزش با معماری با اینکه خیلی باشکوه و غنی است ولی خیلی تنگاتنگ نمیباشد." "در خواست ساختن اهنگ برای موزه هنر میلواکی تلفنی انجام شد ومن هم قبول کردم. هیچ عکس و ترسیمی از آن ندیدم. خیلی ساده، آنها چیزی برایم نفرستادند. این مورد اغلب اتفاق میافتد. قطعه ای برای موزه آلمان ساختم که هرگز ندیده بودمش تا زمانیکه به آنجا رفتم. من برای افتتاح موزه جدید در کلمبوس اوهایو، مرکز وکسنر طراحی شده توسط پیتر آیزنمن موسیقی ساختم. هیچ کسی برای من نقشه های آنجا را نفرستاد." "من با ریچارد سرا کار میکنم. ما اتاقی را باهم ساخته بودیم جاییکه موسیقی و فضا مناسب همدیگر بودند، این یک پروژه خاص بود." "مشکل اینجاست زمانیکه آنها به آهنگساز فکر میکنند که کار تمام شده. فقط در زمانهایی که هنرمند در مراحل آغاز طراحی بوده است من قادر به همکاری بوده ام مانند آنچه با ریچارد سرا انجام داده ام. حالا من در این موقعیت مسخره هستم، جایی با فرانک گهری. من فرانک را بخوبی میشناسم و تمایلش نسبت به طراحی سالن اپرا، من قصد دارم در این سالن که او ساخته، کاری اجرا کنم. من از 20 سال پیش اورا میشناسم، این خیلی جالب توجه خواهد بود، ما میتونیم راجع به آن صحبت کنیم. موضوع آزار دهنده این است که همکاری واقعی از زمانی آغاز شده است که آنها به آهنگساز فکر کرده اند و این خیلی دیر است." منابع : http://www.archrecord.construction.com http://www.philipglass.com




طبقه بندی: معماری و طبیعت،  واژه شناسی در معماری، 
برچسب ها: #موسیقی، معماری_و_موسیقی، #موسیقی_و_معماری، #پدیدارشناسی_معماری،
ارسال توسط سید بهنام فتحی
با توکل بر خداوند منان ،الله سبحان، دور دوم #کروکی_دورهمی امروز95/2/31 در #مسجد_جامع با استقبال ویژه ای ازسوی دانشجویان معماری اصفهان مواجه شد.
از زحمات آقای عقیلی به عنوان لیدر افتخاری و آقای میلاد صادقی استاد کروکی سپاسگذاری ویژه ای دارم و موفقیت روز افزونشان را از درگاه الله خواستارم.


ادامه مطلب
طبقه بندی: اسکیس و راندو،  دلنوشته های یک معمار، 
ارسال توسط سید بهنام فتحی
نخستین دوره ی #کروکی دورهمی همراه با توضیحات مفید معماری با استقبالی عالی از سوی دانشجویان دانشگاه هنر و دانش پژوهان در #مسجد_جامع عتیق برگزار شد. به گزارش #یک_معمار روز جمعه در تاریخ 95/2/24 نخستین دوره کروکی خود جوش دانش جویان اصفهان، بدون حمایت قشر خاصی از تشکلات دانشگاهی، توسط خود دانشجویان وبه صورت کاملا رایگان برگزار شد که در طی آن مهندس عقیلی توضیحات مفیدی از مسجد ارائه دادند و پس از آن دانشجویان به کمک مهندس #میلاد_صادقی به کروکی پرداختند، به امید امتداد اینچنین رویدادها.


ادامه مطلب
طبقه بندی: اسکیس و راندو،  دلنوشته های یک معمار، 
برچسب ها: میلاد صادقی، عقیل عقیلی، سد بهنام فتحی، رسول نعمتی، امین حسینی، امتداد خط، Along the Line،
ارسال توسط سید بهنام فتحی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1394/03/21
ارسال توسط سید بهنام فتحی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 1393/11/28
موزه هایدی وبر

مرکز لوکوربوزیه و موزه وبر هایدی با سقفی شناور و پانل های رنگی و روشن، آخرین ساختمان ساخته شده توسط لوکوربوزیه قبل از مرگش در سال 1965 در کشور هلند بود که در سال 1967 تکمیل شد، ساختمانی که توسط لوکوربوزیه به عنوان یک معمار، نقاش و مجسمه ساز انجام گرفت.

لکوربوزیه و هایدی وبر، این کار را به عنوان یک فضای نمایشگاهی برای کار و زندگی خود به طوری کاملا استادانه طراحی کردند. جالب توجه است که در این بنا از برخی روش های معمول مورداستفاده کوبوزیه مثل بتن، سنگ، تکرارهای یکنواخت و غیره استفاده نشده است. استفاده از فولاد به طور پیش ساخته و مونتاژ شده، در این طرح به طور کامل بارز و البته بی نهایت سازگار است.

هایدی وبر، طراح داخلی موفقی است که  کوبوزیه از او با عنوان"حامی فوق العاده" یاد کرده است. در سال 1960 هر دو با هم، یک خانه کوچک برای هایدی و یک ساختمان آثار هنری برای کوبوزیه طراحی کردند. این ساختمان از دو عنصر حجمی اصلی تشکیل شده است: یک سایبان شناور و در زیر آن حجم دو طبقه درخط مستقیم بر روی کف بتنی با تکه قاب های مدولارفلزی با ابعاد استاندارد 26cm x 226cm x 226cm  حدود 7.5 فوت مکعب، که چارچوب ساختار حجم بنا را تشکیل می دهند.

برای رسیدن به ارتفاع دو طبقه از ساختمان؛ دو مجموعه از این مکعب ها در بالای یکدیگر انباشته شده است. همه ی عناصر؛ از جمله دیوارها، پنجره ها، درب ها و غیره، به این فریم ها چفت شده اند. ماهیت این مکعب های پیش ساخته برای نمایشگاه و ترکیبش با فضای خانه، الفتی خاص دارد. لوکوربوزیه از قطعات استاندارد برای ایجاد فرم های تکی به جای تکرار یکنواخت استفاده کرد.

پانل های لعاب دار؛ در رنگ های اولیه و پوشش شیشه ای، حجم اصلی ساختمان را تشکیل می دهند. این  پانل ها با ابعاد استاندارد، یک سوم اندازه مکعب های فلزی هستند که در سراسر بیرون ساختمان با ریتم محسوس توزیع شده اند. این مهم است که توجه داشته باشید که کوبوزیه اولین طراحی را به هایدی وبر در سال 1961 برای یک ساختمان به طور کامل بتنی محول کرده بود تا اینکه کوبوزیه در سال 1962 طراحی خود را به سمت استفاده از فولاد برد. با این حال ؛ در شکل نهایی آن؛ به استفاده از بتن روی آورد البته تنها برای گردش عمودی. که شامل دو ساختار: راه پله های داخلی در فضای استودیو دو طبقه و رمپ بیرونی می شد، که هر دو از زمین به باغ بام (در پشت بام) راه داشتند.




طبقه بندی: معرفی آثار معماری، 
ارسال توسط سید بهنام فتحی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 1393/11/28

موزه لوور,تصاویر موزه لوور

 آشنایی با موزه لوور در پاریس

موزه لوور (به فرانسوی: Musée du Louvre)‏ در شهر پاریس در کشور فرانسه واقع شده‌است. بیش از ۳۵هزار اثر هنری در هشت بخش مختلف موزه لوور نگهداری می‌شود.[۴] موزه لوور پربازدیدترین موزه جهان است.

موزه لوور از سال ۱۷۹۳ میلادی تا امروز به عنوان «موزه عمومی» فعال بوده‌است. تمرکز موزهٔ لوور روی هنر، تاریخ بشر و فرهنگ است و آثار بسیاری در این زمینه‌ها در این موزه جای گرفته‌اند که از آن جمله می‌توان به لوح حمورابی، تابلوی بانوی صخره‌ها و تابلوی مونالیزا اثر لئوناردو داوینچی اشاره کرد.

پیشینه
ساختمان این موزه قبل از انقلاب کبیر فرانسه یکی از کاخ‌های سلطنتی بود، که در آن آثار باارزش هنری نگهداری می‌شد(به عنوان موزه سلطنتی) پس از انقلاب کبیر، در سال ۱۷۸۹ موزه و آثار موجود به مردم فرانسه اهدا شد و در سال ۱۷۹۳ تبدیل به موزه ملی فرانسه شد.



ادامه مطلب
طبقه بندی: معرفی آثار معماری، 
برچسب ها: موزه، موزه لوور، موزه ملی فرانسه، آثار ایران در موزه لوور، آثار باستانی ایران در خارج،
ارسال توسط سید بهنام فتحی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 1393/11/28
امتیاز این مطلب از نظر شما
(1 رای)

یکی از معروفترین و شناخته شده ترین آثار استیون هال، موزه هنر معاصر کیاسما است. هنگامیکه موزه در سال 1998 افتتاح شد، در زمره کارهای شاخص وی هم به لحاظ معنایی و هم به لحاظ وسعت و نیز به عنوان نمودی از دید نقادانه و تئوری پردازانه استیون هال مورد توجه و بررسی قرار گرفت.

منطقه انتخاب شده برای ساخت پروژه در میان ساختمان های مهمی چون پارلمان فنلاند اثر سارنین در غرب، ایستگاه با ابهت هلسینکی در شرق و ساختمان شهرداری اثر آلوار آلتو در شمال قرار گرفته است، سایت موزه نیز از دو طرف با خیابان های اصلی شهر و از یک سمت با خلیج کوچکی همجوار است.

در ایده بنا بیش از هر چیز در هم تنیدگی توده با هندسه شهر و پیرامون بنا که هریک به نحوی در شکل کالبدی منعکس شده اند، به چشم می آید که در نهایت به فرمی نا آشنا، اما زیبا و باصلابت می انجامد.

در "هلسینکی" نور آفتاب بسیار ضعیف و زاویه تابش آن کم است، بنابراین بازتابیدن نور روز کلیدی برای تامین روشنایی فضاهای داخلی می باشد. از طرفی شکل رایج در طراحی موزه های چند طبقه این است که در میان فضاهایی که به صورت ستونی روی هم چیده شده اند تنها فضایی نور طبیعی از سقف می گیرد که در بالاترین سطح قرار گرفته باشد و روشنایی فضاهای پایین تر عمدتاً با نور مصنوعی تامین شود.



ادامه مطلب
طبقه بندی: معرفی آثار معماری، 
ارسال توسط سید بهنام فتحی
(تعداد کل صفحات:124)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

ابزار وبمستر

قالب وبلاگ