تبلیغات
یک معمار

یک معمار
اینجا یک معمار می نویسد...

قوتتی ها همزمان با لولوبی ها در شمال و شمال شرق آنها یعنی در قسمت اعظم آذربایجان و شرق کردستان کنونی (کردستان بخشی از آذربایجان باستانی بود) زندگی میکردند. بنا به اسناد اککدی نارام سوئن نوه سارگون در اواخر عمرش بعد از شکست دادن لولوبی ها به قوتتی ها حمله کرد ولی ائنریدا وازیر Enridavazir شاه قوتتی ها شکست سختی به او داد و نارام سوئن در آن جنگ کشته شد. بعد از این پیروزی ائنریدا وازیر Enridavazir به اککد حمله کرد ( در سال 2201 ق م ). یاکوبسون Jakobsson سومر شناس دانمارکی در این باره مینویسد: ائنریدا وزیر شاه قوتتی ها به بین النهرین لشکرکشی کرده و نیپور شهر مقدس سومریان را گرفت و کاتبان انجا را مجبور به نوشتن کتیبه ای برای خودش کرد ( منبع 1 ). جنگ بین قوتتی ها و اککد-سومر بیش از 20 سال طول کشید و با پیروزی کامل ائلولومئش شاه قوتتی ها در سال 2176 ق م همه بین النهرین تحت حاکمیت قوتتی ها در امد. قوتتی ها توانستند 91 سال بر بین النهرین حکومت کنند. حاکمیت قوتتی ها در اککد-سومر 91 سال طول کشید و در آن مدت قوتتی ها توانستند آرامش و امنیت را در انجا حاکم کرده و جو مساعدتری را برای رشد و ترقی علم و هنر در بین النهرین ایجاد کردند ( منبع 1 ).

 

در کتیبه های بابل از دوره حکومت قوتتی ها در آنجا اطلاعات خوبی به یادگار مانده است و اسامی و تاریخ و مدت حکومت همه21 شاه قوتتی که جمعا 91 سال بر بابل حکومت کردند در کتیبه های بابلی ثبت شده است. قوتتی ها صاحب قدیمیترین نوع حکومت دمکراسی در تاریخ بشریت بودند و حکومت آنها بر اساس یک نوع دمکراسی نسبی پایه گذاری شده بود. قوتتی ها بر عکس اککدیان و سومریان شاه موروثی نداشتند، آنها شاه خود را رهبر خوانده و هر سه سال یکبار انتخاب میکردند. با توجه به لیاقت و کشورداری شخص انتخاب شده او را برای یک دوره دیگر نیز انتخاب میکردند ( حداکثر سه دوره) و یا اینکه بدلیل بی کفایتی او، زودتر از اتمام دوره شاهی او را از قدرت خلع می کردند ( منبع 2 ).

این خصوصیت ملی و اجتماعی قوتتی ها از زمانهای قدیم از سنن و خصوصیات خاص اقوام و ایل های مختلف ترک در اسیای میانه بود و در آنجا نیز ترکها هیچوقت شاه نداشتند، بلکه ریش سفیدان قبایل شخصی لایق و کاردان را به عنوان رهبر انتخاب می کردند.
در بین قوتتی ها نیز همچون سایر اقوام خویشاوند آنها ( لولوبی ها، کاسسی ها و غیره ) زن از موقعیت اجتماعی و حقوقی خیلی بالایی بر خوردار بودند. گیریشمن : در ارتش قوتتی ها فرماندهان و سربازان زن در حد بالایی حضور داشتند ( منبع 3 ).
به علت اینکه ساکنین بین النهرین نسبت به قوتتی ها از تمدن بالایی برخوردار بودند، نگهداری و اداره آنجا برای قوتتی ها، که از تجربه دولتمداری زیادی برخوردار نبودند، مشکل بود و آنها با دریافت رشوه و مالیات های کلان اداره شهرها را به عهده شاهان شهری سومری-اککدی گذاشتند و در نتیجه بعضی از شاهان محلی به مرور زمان قوت گرفته و بر علیه سلطه قوتتی ها قیام کردند. رهبری قیام آنها را اوتوخقال Utuxegal شاه شهر اوروک بدست گرفته و قوتتی ها را شکست داده و تیریکان Tirikan آخرین شاه قوتتی در بابل را اعدام کرده ( 2109 ق م ) و حکومت سومر-اککد را دوباره زنده کرده و سومین سلسله شاهی اککد را بنیان گذاشت( در 100 سال قبل از آن حوادث سومر های التصاقی زبان برای همیشه از صحنه سیاسی بین النهرین خارج شده بودند). در کتیبه های بابلی که از طرف اوتوخقال شاه اوروک uruk نویسانده شده است وحشت و ترس مردم بابل از قوتتی ها نمایان است، برای نمونه متن یکی از این کتیبه ها اینطور است: قوتتی ها سلطنت سومر را به مناطق کوهستانی بردند، سرتاسر سومر را با کینه و دشمنی پرکردند، زنان را از مردانشان و بچه ها را از مادرانشان جدا کردند، تجاوز و ظلم را در این سرزمین رواج دادند. این کتیبه اشاره به وضعیتی میکند که قوتتی ها در انجا افریدند و استثمار شدگان و استثمار کنندگان را به جان هم انداختند ( منبع 4 ).

از شاهان قوتتی چند تا مجسمه مفرغی در بابل به جای مانده است. در آذربایجان دو مجسمه مفرعی یکی در همدان و دیگری در نزدیکی سلماس پیدا شده است و اینها الان در موزه Bremmer Galery برئمئر قالئری امریکا نگهداری میشوند. آثار هنر هوری ها در مجسمه های پیدا شده در آذربایجان کاملا مشهود است ( برای دیدن عکس این مجسمه ها مراجعه شود به، تاریخ دیرین ترکان ایران، ص 245-246 ). تاریخدان و تیپ شناس فرانسوی "ا.ت.آمی" با مقایسه تیپ مجسمه پیدا شده در همدان با ترک زبانان اطراف شوش ( انها خودشان را آشکانی مینامند ) انها را عین هم شناخته و ادامه میدهد که این تشابه در مطالعه تیپ کاسسی ها نیز صدق میکند ( منبع 5 ).

به دلیل اینکه در آذربایجان برای کاوشگری از طرف دولت ایران سرمایه گذاری نمیشود لذا اثار تمدن قوتتی ه، هوری ها وغیره هنوز هم در زیر خروارها خاک مدفون است و با ایجاد جو سیاسی مساعد در ایران مطمئنا اطلاعات ما راجع به قوتتی ه، مانناها و مادها بیشتر خواهد شد.
زبان قوتتی ها نیز التصاقی و با زبان ایلامی، لولوبی، و کاسسی خویشاوند بود. ولی به لحاظ اینکه زبان قوتتی ها از لحاظ ساختار اوایی مرکب بود لذا بعضی از دانشمندان معتقد هستند که زبان قوتتی ها بیشتر شبیه زبان هوری ها و آلبان ها(آذربایجان شمالی) بود.

عده ای از دانشمندان از جمله "ز. ای. یامپولسکی" معتقد هستند که قوتتی ها در اعصار بعدی اوتی Uti ، اوایتی Uiti ، اوتین Utin و اودین Udin نامیده شده اند. نظریه این عده از دانشمندان همزبانی قوتتی ها را با آلبان ها قطعی می کند. چرا که در داخل اقوام ترک تشکیل دهنده دولت مقتدر آلبان ها در آذربایجان شمالی ایل های اوتی نیز شرکت داشتند. این حقیقت نشانگر آن است که سرزمین آذربایجان مثل همیشه در 2-3 هزار قبل از میلاد نیز مسکن اقوام و ایل های واحد و همزبانی بوده است که در زمان مهاجرت آنها از آسیای میانه شاخه ای از آنها در سرزمین های شمالی ارس و شاخه ای دیگر در سرزمین های جنوبی آن ساکن شدند ( منبع 5 ).

"آکادمیک مار" ثابت کرده است که زبان رسمی اداری و تجاری قوتتی ها، لولوبی ه، ماننا ها و ماد ها زبان ایلامی بود ( منبع 6 ). "م . دیاکونوف" نیز به خویشاوندی زبان قوتتی ها با آلبان ها اشاره میکند ( منبع 7 ).
بعضی از خصوصیات زبان قوتتی آنرا از سایر زبانهای التصاقی خویشاوند متمایز کرده و خصوصیات ان را در اعصار بعدی بیشتر در بین اوتی ها و گرگر های داخل دولت آلبان ها دیده میشود.
اسامی تعدادی از شاهان قوتتی :
- Imeta ایمتا ( 3 سال )، بعد ها در بین ترکان به ایمته، مته ( شاه ترکان هون ) تغییر یافته.
- ّIngeshush اینقه شوش، ( 6 سال )، sarlagab سارلاقاب ( 6 سال )، Yarlagash یارلاقاش ( 6 سال )
- Elulumesh ایلولومئش (6 سال )، یارلاقاب (15 سال)، Korum کوروم ( 1 سال )
- Habilkin ها(خا)بیلکین ( 3 سال )، ایارلاقاندا ( 7 سال )، Inimabagesh اینی ماباقئش( 5 سال )
در بررسی ارتباط زبانی و تباری قوتتی ها با ترکان، خصوصا ترکهای آذری مطالعه اسامی رایج در بین قوتتی ها و مقایسه آن با اسامی ترکی امروزی از نقش حایز اهمیتی برخوردار است. در اسامی قوتتی چیزی که در وهله اول جلب توجه میکند شروع بعضی از اسامی با حرف I و همچنین وجود پسوند های، ush ، esh ، ash در انها است. این خصوصیات هنوز هم به همان شکل در اسامی ترکی بکار برده میشود، مثلا پسوند یش در اسامی یاغیش،آلیش، توختامیش (از شاهان معروف اردوی زرین، ترکان قبچاق ).

به جهت اینکه بحث عمیق در باره تک تک این اسامی و بحث ترکی بودن آنها احتیاج به بحثی خیلی طولانی دارد و از حوصله یک وبلاگ نویس خارج میباشد لذا من فقط مختصر یکی دو تا از این اسامی را برای توضیح بیشتر انتخاب میکنم و علاقه مندان میتوانند برای اطلاعات بیشتر به اثر ارزنده پروفسور ذهتابی ( تاریخ قدیم ترکان ایران ) مراجعه بفرمایند.

"Imeta" ای مته که در زمانهای قبل از قوتتی ها به صورت ماد، ماد، مادای نیز رایج بوده بعد از قوتتی ها مرور زمان به صورت مته Mete یا Meta تغییر کرده و اسم یکی از شاهان معروف ترکان هون نیز میباشد. این نوع تغییر آوایی اسامی در زبان ترکی حتی برای اسامی که از عربی یا فارسی به ترکی وارد شده صدق میکند، مثلا فاطمه=فاطی، ابراهیم= ایبان، حبیبه= حبان، خدیجه=خجان یا خدان و غیره. در ترکی قدیم علامت جنس مونث در اسامی ایم و آن بود که به مرور زمان به فراموشی سپرده شده و دیگر استفاده نمیشود ( م . کاشغری، دیوان لغات الترک ). ولی اثار علامت مونث ایم در کلماتی چون خانیم ( مشتق از خان ) و بگیم ( مشتق از بیگ ) و اثار علامت مونث آن نیز در بعضی از کلمات هنوز هم باقی است، مثلا در ترکی آناطولی استعمال کلمات ‌بای برای خطاب مردان و بایان ( بای+آن ) برای زنان رایج است. به همان صورت کلمه مته یا مادا بصورت اسم مرد و ماتان ( مته+آن ) به صورت اسم دختر در بین ترکان باستان معمول بوده وحالا هم در بعضی مناطق رایج می باشد.

استعمال این اسم (مته) در ادبیات آذربایجان نیز به چشم می خورد، مثلا در شعری از حاجی رضا صراف ( منبع 8 ) و در شعری دیگر از میرزا علی معجز ( منبع 9 ) به این اسم برخورد می کنیم. مته همواره در بین ترکها بصورت اسم مرد استفاده میشد و امروزه هم در بین ترکان رایج است، ولی این کلمه در آذربایجان جنوبی به سبب ممنوعیت استفاده از اسامی ترکی رفته رفته در حال فراموشی است. در حوالی بستان اباد به صورت ماتی ( اسم دختر )، در اطراف اهر بصورت مته ( اسم مرد )، در اطراف کلیبر بصورت متان ( اسم دختر ) در بین پیران هنوز هم دیده میشود. در نزدیکی بستان آوا دهی به اسم مته نا نیز وجود دارد.
به عقیده برخی از دانشمندان این کلمه در بین اقوام سومری نیز رایج بوده و از آنجا به زبان سامی ها وارد شده و امروزه در زبان عربی به صورت متین ( محکم، با وقار) استفاده می شود ( منبع 10).

اسم دو تن از شاهان قوتتی یارلاقاش و ایلولومئش با کمی تغییر آوایی که نتیجه گذشت زمان است در کتاب ده ده قورقود ( داستان های حماسی ترکان اوغوز)، که قدمت مکتوبی ان به تقریبا هزار سال و قدمت شفاهی داستانهای ان به هزاره های قبل از میلاد میرسد، آمده است. در بوی قاضلیق قوجا اوغلی یکنگ میخوانیم: قوشا برجدن اوخی اگلنمه ین وئردیکده، یاغرینچی اوغلی ایلالمیش سنینله بئله وارسین ( منبع 11 ). ایلولومئش پسر یارلاقاش در فتح بابل بیشترین زحمات را کشید و انجا را در نهایت فتح کرده و خلق اذربایجان را از حملات متمادی اککدیان نجات داد و ترکان ‌آذربایجان که وارثین انها میباشند به پاداش فداکاری های او اسم و یاد او را در داستان های حماسی خود زنده نگه داشته اند.
از حاکمیت 91 ساله قوتتی ها در بابل چیزی نصیبشان نشد و تنها توانستند خود را از تاریکیهای تاریخ بیرون کشیده و وارد صحنه تاریخ شوند. بعد از اینکه قوتتی ها حاکمیت در بین النهرین را از دست دادند، شاهان اککد هر دو سه سال یکبار به آذربایجان حمله میکردند تا از تشکل و قدرت گیری قوتتی ه، لولوبی ها و هوری ها جلوگیری کنند و در این حملات آنجا را غارت کرده و عده زیادی اسیر را برای کارکشی به بین النهرین میبردند (منبع 12 ).

شولقی شاه سامی اور در طول حکومت خود 9 بار بر علیه قوتتی-لولوبی ها لشکرکشی کرد. در آن دوران در بین النهرین و غرب آن فقط اقوام سامی (آرامی ه، کلدانی ه، آشوری ه، فینیقی ها و ... ) حاکم بودند و آنها برای جلوگیری از اتحاد ملل التصاقی زبان همیشه به سرزمین های آنها حمله میکردند. ملل التصاقی زبان نیز که مشترکات زیادی با هم داشتند تلاش میکردند تا برای جلوگیری از تجاوزات دولت های سامی با هم متحد شوند. با روی کار آمدن حمورابی در بابل فشار و ظلم بر علیه التصاقی زبان ها زیاد شد و منابع ایلامی و بابلی نشان میدهند که در اواخر سده 18 قبل از میلاد قوتتی ه، سابیر ها و ایلامیان بر علیه بابل متحد شدند و ملکه ناوار Navar شاه قوتتی ها 10 هزار نفر نیرو برای کمک به ایلام، که مورد حمله بابل قرار گرفته بود، فرستاد. این حقیقت نشانگر آن است که با وجود حملات متوالی سامی ه، در اواخر قرن 18 ق.م. قوتتی ها دارای دولت مستقل بودند ( تاریخ وتمدن ایلام، ص 16، م . یوسف زاده ). اسم ملکه ناوار شاه قوتتی-لولوبی ها بر روی منطقه نامار در شمال رودخانه دیاله باقی مانده است ( منبع 13 ).

با شکست سامی ها و تسلط کاسسی ها بر بابل در سال 1595 ق.م. تجاوزات متوالی بابل به آذربایجان خاتمه یافت ولی با قدرت گیری دولت آشور از سده 15 ق.م. تهدید و تجاوزات از طرف آشوریان بر علیه آذربایجان شروع شد و تا سرنگونی دولت آشور توسط قوتتی ها ( مادها ) و بابل در 612 ق.م ادامه یافت.
از آشوری ها کتیبه های زیادی از 700-1400 ق.م. باقی مانده که در آنها بطور مفصل به حملات انها به آذربایجان اشاره میکنند و اطلاعات خوبی را در باره اقوام ساکن در انجا را به ما میدهند.

"آداد نئراری" در لوحه ای از سده 14 ق.م. میگوید: پدرم آریکدنیلو، قوتتی ها را شکست داد و تابع آشور کرد. همچنین در کتیبه هایی از salmansar سالمانسار ( اوایل قرن 13 ق.م )، توکولتی نینورتا ( اواسط قرن 13 ق.م )، آداد نئراری سوم ( 890 ق .م )، توکولتی دوم ( 855 ق.م ) و ... ( منبع 14 ) به حملات آشوریان به سرزمین قوتتی ها اشاره میشود و در آنها حتی به اسامی خیلی از قبایل و ایل های قوتتی-لولوبی اشاره میشود، یک نمونه : در کتیبه ای از 738 ق.م "تیقلت پیله سر" شاه آشور به حمله اش به سرزمین قوتتی ها ( ماننا-ماد ) و گرفتن اسرای زیاد و تبعید انها به شمال سوریه اشاره کرده و به اسامی تعدادی از قبایل قوتتی در ماد اشاره میکند، از جمله ایللی لی Illili ، بیللی Billi ، سانقلی Sangili و غیره ( منبع 15 ).
علاوه بر اینکه این اسامی دارای معانی ترکی هستند، پسوند لی Li در اخر این اسامی علامت منسوبی برای مکان و صفت در ترکی امروزی نیز است.

"م . دیاکونوف" در این باره مینویسد: کتیبه های "تیقلت پیله سر" در اشاره به اسامی امیران قوتتی و اسامی محل ها در قسمت های شرقی ماد مرکزی ( قم، قزوین، شمال همدان ) بیشتر از نواحی غربی ماد-ماننا به پسوند لی Li بر می خوریم و آشوری ها انها را با نام عمومی بئل آلی معرفی میکنند ( منبع 16 ).
اسناد تاریخی باقی مانده نشانگر این است که حتی تا قرن ششم قبل از میلاد ساکنین آذربایجان ( مانناها و ماد ها را) را قوتتی می گفتند و اسامی قبایل قوتتی ذکر شده در کتیبه های آشوری کلا ترکی میباشد. این قبایل از غرب قم، حوالی قزوین، همدان تا دریاچه اورمیه، و از جنوب و غرب دریاچه اورمیه تا کوههای توروس ساکن بودند.

قوتتی ها از چندین هزار سال قبل از میلاد در سرزمین آذربایجان ساکن بودند با فتح بابل وارد صحنه تاریخ شدند و به علت اینکه سرزمین زرخیزشان همواره مورد تجاوز و غارت اککد، بابل، آشور و غیره قرار داشت، برای پایان دادن به تجاوزات وحشیانه آشور با اقوام خویشاوند خود متحد شده و دولت ماننا و بعدأ اتحادیه ماد را ایجاد کردند. در کتیبه های آشوری، اورارتویی، بابلی هیچ اثری از اسامی آریایی در بین قبایل تشکیل دهنده دولت ماننا و امپراتوری ماد وجود ندارد و همچنین از هزاره دوم ق.م تا سده ششم ق.م. تاریخ هیچ نشانی از مهاجرت اقوام جدید ( به جز ترکان ایشغوز=ساکا ها) به آذربایجان را نمیدهد. اسناد تاریخی نشانگر آن هست که تا به قدرت رسیدن هخامنشیان هیچ نشانی از هندو ایرانی ها در منطقه ما نبوده است و فقط اقوام سامی و التصاقی زبان که اجداد ترکان شمرده میشوند در منطقه (ایران، بین النهرین،آناطولی )ساکن بودند. به عقیده بعضی از تاریخ دانان اقوام ایلاتی و کوچ نشین هند و ایرانی که در حوالی 700 ق.م. از طرف شرق به ایران امروزی آمده بودند ، در شرق و جنوب سرزمین های ماد ساکن شده بودند، آنها که از ایلام فرمانبرداری میکردند بعد از ضعف ایلام تحت حاکمیت قوتتی ها (ماد ها) در آمدند، عده ای نیز( محقق ارزشمند ناصر پورپیرار ) ورود آنها به ایران را همزمان با به حاکمیت رسیدن هخامنشیان میدانند. بزودی بطور جداگانه و مفصل راجع به ماننا و ماد و اقوام تازه رسیده هندو ایرانی خواهم نوشت.

منابع:

1- پروفسور م.ذهتابی : تاریخ دیرین ترکان ایران، ص 230 ، تبریز 1378.
2- ا. م دیاکونوف : تاریخ ماد، ص 105-106 ، ترجمه‌ی کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی.
3- ا. م دیاکونوف : تاریخ ماد، ص 105 ، ترجمه‌ی کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی.
4- ا. م دیاکونوف : تاریخ ماد، ص 108 ، ترجمه‌ی کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی.
5- پروفسور م.ذهتابی : تاریخ دیرین ترکان ایران، ص 223 ، تبریز 1378.
6- پروفسور م.ذهتابی : تاریخ دیرین ترکان ایران، ص 254 ، تبریز 1378.
7- ا. م دیاکونوف : تاریخ ماد، ص 60-61 ، ترجمه‌ی کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی.
8- حاجی رضا صراف: دیوان صراف، ص 48.
9- میرزا علی معجز : دیوان معجز، تبریز 1324 ص 209.
10- المنجد فی اللغه ،تهران 1364، ص 746.
11- کتاب ده ده قورقود ، ص 151 تهران، 1358.
12- ا. م دیاکونوف : تاریخ ماد، ص 118 ، ترجمه‌ی کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی.
13- پروفسور م.ذهتابی : تاریخ دیرین ترکان ایران، ص 258، تبریز 1378.
14- ا. م دیاکونوف : تاریخ ماد، ص 484 ، ترجمه‌ی کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی.
15- ا. م دیاکونوف : تاریخ ماد، ص 189، ،ترجمه‌ی کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی.
16- ا. م. دیاکونوف : تاریخ ماد، ص 192، ،ترجمه‌ی کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی.




طبقه بندی: معماری باستانی،
[ سه شنبه 1392/08/7 ] [ 05:48 ب.ظ ] [ سید بهنام فتحی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
یک معمار خوب معماری است که از آجرهایی که به سمتش پرت می کنند دیواری برای خود بسازد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایمیل بهنام: 1memar.fathi@gmail.com
ایمیل منوچهر: manuchehr.memar@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تماس با ما

وب هكس

وب هكس

داغ کن - کلوب دات کام